خرید بک لینک

از پنجشنبه گوشی نداشتم

داده بودمش ک تست کنن وبفروشم

اول میخواستم j4پلاس بخرم عماد گفت نه A10بخر بعد گفت نهA20 اخرشم A30 خریدم خخخخخخ سه میلیونو۷۰۰

قسطی خریدم ک البته عمادمیده قسطشو.

خوشحالم .

خدایامرسی

ولی جالبه ک این دوروز کلا هیچکس بیارم نبود و زنگ نزد یا پیام نداد

اینجورمواقع ادم میفهمم چقدر دورش خلوته

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 12:10

وقتی مجرد بودم خیلی لاغر بودم.هرچقدر میخوردم چاق نمیشدم.وقتی ازدواج کردم یهو وزنم رفت بالا .خب تغییراته هورمونیه.طبیعتا کسی نباید توقع داشته باشه ک همون هیکل رو حفظ کنم.بخوای نخوای بعده ازدواج تغییر م

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 12:10

بدم میاد از آدمای تنبل که هرچیزو بهانه میکنن برای انجام ندادن کاری ک بنظرشون سخت میاد

چهارشنبه بهش گفتم از فردابریم ورزش گف فردا مامانم کارم دارهو فلان بزار از شنبه

امروزم بهم گف سگم مریض شده دیشب بردم سرم زد امروزم بایدببرم.۸صبح!!!!

بهانس دیگه

گف فردامیاد.حالا ببینم میاد فردا یا نه.اگه نیومد ک دیگه خودم میرم.ازامروز غذامو ب طرز چشم گیری کم کردم.امیدوارم جواب بده.

ساعت ۲نیم هم باید برم سالن .مشتری دارم تاحدودای ۷ اونجام.

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 12:10

پنجشنبه دوست صمیمیم صفورا اومد خونمون .یکماهی میشد ک پیداش نبود.من از صبح تاساعت۵غروب خونرو تمیزکردم واقعا یه تمیزکاریه اساسی شب هم من طبق برنامم زود شامه مختصری خوردم.برای عمادوصفوراام کوکوسیبزمینی د

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 12:10

اومدم سالن مامانم زنگ زد گف پروفایل باباتو دیدی؟گفتم ن .گف بچش بدنیا اومد....سوگند خیلی شبیه بچگیاته....مثل تو تپله لپام داره میترکه....سکوت سکوت سکوت.....وقتی خدافظی کردم بغصه تو گلوم نتونس اروم بگیر

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 12:10

خسته شدم....از دخالتای خانوادش تو زندگیمون خسته شدمدخالتایی ک از سر دلسوزیه....خسته شدم تو هرچیزی ک بهشون مربوط نیس دخالت میکننخسته شدم ک مارو بچه میدونن و فکرمیکنن ک باید هرچی میگن گوش کنیمخسته شدم ه

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 12:10

روز ماه سال همینجورمیگذره و ما هیچی نمیفهمیم ینی حتی گذرعمر هم نمیفهمیمخداروشکر زندگیمون رواله عادی رو طی میکنه.این وسطا یچیزایی راجب مامانم داره بوجودمیاد ک من بسی خوشحالم امیدوارم ک امید واهی نباشه

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 12:10

امروز ۲۶ام با رزی اینا رفتیم اونجا.دلم مسافرت میخواد مشهدحداقل دوسه روز زیارت دردودل و حس سبکی هوووف کاش بشه همچنان غرق در بدهکاریخدا کمکه هممون کنه.چیز خاصی نشده این روزا ک امتحان دارم حالوحوصله ندار

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: يکشنبه 2 تير 1398 ساعت: 12:10

صفحه بندی